خواجه نظام الملك الطوسي

136

سير الملوك ( سياستنامه ) ( فارسى )

فصل بيست و چهارم اندر لشكر داشتن از هر جنسى 1 - چون لشكر همه از يك جنس باشند از آن خطرها خيزد و سخت‌كوش نباشند و تخليط كنند . بايد كه از هر جنسى باشند و دو هزار مرد ديلم و خراسانى بايد كه مقيم بر درگاه باشند . آنچه هستند بدارند « 1 » و باقى راست كنند و اگر از اين بعضى گرجيان و شبانكارگان پارس باشند روا بود كه اين جنس هم مردان نيك باشند . حكايت 2 - و عادت سلطان محمود چنان بوده است كه از چند جنس لشكر داشتى چون ترك و خراسانى و عرب و هندو و غورى و ديلم . و هر شب در سفر از هر گروه معلوم كرده بودندى كه چند مرد بيتاق رفتندى و جايگاه هر گروه ديدار بودى و هيچ گروه از بيم يكديگر از جاى خويش نيارستندى جنبيد ، تا روز بنبرد يكديگر پاس داشتندى و نخفتندى ، و اگر روز جنگ بودى هر جنس از جهت نام و ننگ بكوشيدندى و جنگى هرچه سخت‌تر بكردندى تا

--> ( 1 ) - بدارند C : بدانند P - : N